پنجشنبه، تیر ۱۶

تناقضات رهبری و مریدانش



روزگار جالبی را می گذرانیم. حاکمیت، پس از حذف ظاهری رقیب خود از عرصه مشارکت و اطمینان از عدم دستیابی اصلاح طلبان به ارکان حکومت، به ناگاه یادش افتاده ماری که در آستین پروراند تا با کمکش اصلاح طلبان را کنار بزند، یک روز هم دست صاحبش را خواهد گزید. تا اینجایش عجیب نیست، که خیلی از ما نیز پیش از انتخابات همین را به شوخی یا جدی مطرح می کردیم. قسمت جالب داستان، رفتار پر از هول و هراس حاکمیت است. بسیاری از ما تناقضات رفتاری جناح اصولگرا (از رهبری تا نمایندگان مجلس) را طی چند سال اخیر دیده ایم که البته در چند ماه اخیر تشدید نیز شده است. با این حال، شاید نگاهی مستند به این تناقضات، نکات قابل استفاده ای را در این رابطه روشن کند. در ادامه به ذکر مستنداتی از گفته ها و شنیده های سالهای اخیر می پردازیم.
أ‌.         حکایت رمالی و خرافه گرایی دولت نهم
1.       میرحسین موسوی (11 خرداد 1388): مدیریت جهان از آن ملت‌ها است. ما آمده‌ایم به سمت علم و عقل برویم و از رمالی، کف‌بینی و پیش‌بینی عجیب راجع به دنیا دوری کنیم.
2.       میرحسین موسوی (23 اردیبهشت 1388): دولت من نه دولت رمالی خواهد بود، نه دولت کف‌بینی
3.       آیت الله خامنه ای (نماز جمعه 29 خرداد 1388): از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‌ها را براى من مى‌آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‌شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‌هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‌بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت‌هاى خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.
این حکایات و موضع گیری های دو سال پیش بود. اما امروز؟
1.       آیت الله مصباح یزدی (16 اردیبهشت 1390): کدام عاقل این را می‌پذیرد که انسان برای شناخت دین، اهل آن را رها کند و برود سراغ جن‌گیر، مرتاض و امثال آن. 
2.       آیت الله مصباح یزدی (24 اردیبهشت 1390): بنده روز‌به‌‌روز احساس کردم که خطر بسیار عظیمی در این جریان، نهفته است و تلاش زیادی در این راه شده. عقلم نمی‌رسید که آیا هیپنوتیزم است، سحر است، ارتباط با مرتاضین است؟ بنده این جور چیزها را بلد نیستم، ولی می‌دانستم که در این قضیه، چیزی غیرطبیعی وجود دارد. 
3.       مرتضی نبوی (12 اردیبهشت 1390): در جهان ما عده‌ای انسان‌های شیطان‌صفت و جنیان كافر وجود دارند كه می‌توانند تاثیراتی را در ذهن و فكر افراد بگذارند و شاید این جریان منحرف نیز با این موجودات رابطه داشته باشند و توانسته‌اند از آن طریق در افكار رییس‌جمهور نفوذ پیدا كنند. 
که البته همه این ها مشتی بود، نمونه خروار

ب‌.     نگرانی از دخالت در انتخابات
1.       آیت الله خامنه ای (1 فروردین 1388): انتخابات به فضل الهى و به حول و قوه‌ى الهى انتخابات سالمى است. من مى‌بينم بعضى‌ها در انتخاباتى كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كرده‌اند به خدشه كردن. اين چه منطقى است؟ اين چه فكرى است؟ اين چه انصافى است؟ اين همه انتخابات در طول اين سى سال انجام گرفته است - در حدود سى انتخابات - مسئولان وقت در هر دوره‌اى رسماً متعهد شده‌اند و صحت انتخابات را تضمين كرده‌اند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بيخود خدشه ميكنند، مردم را متزلزل ميكنند، ترديد ايجاد ميكنند؟ كه البته در ذهن مردم عزيز ما با اين حرفها ترديد ايجاد نخواهد شد.
2.       کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان (22 فروردین 1390): شوراي نگهبان طي سي سال گذشته بي‌طرفي خود را نشان داده است و اسناد و مدارك آن نيز موجود است كه در طول سال‌هاي گذشته انتخابات سالم برگزار شده و به نظر ما هيچ نيازي به ابراز نگراني در خصوص سلامت انتخابات وجود ندارد.
3.       آیت الله خامنه ای (29 خرداد 1388): اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آن وقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. 
و امروز گویا بیم دخالت می رود:
1.       آیت الله  خامنه ای (8 خرداد 1390): البته تا انتخابات وقت خيلى زياد است، منتها من ميخواهم سفارش كنم كه مسئولين كشور مراقب باشند احترام انتخابات را نگه دارند. هم مجلس، هم دولت، هم قوه‌ى قضائيه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر كسى به انحاء مختلف دخالت كند، هيچ روا نيست، جايز نيست. بايد مردم بر طبق روال قانونى ببينند، تشخيص بدهند، بشناسند و انتخابات انجام بگيرد.
2.       حسین ابراهیمی، عضو کمیته امنیت ملی مجلس (21 خرداد 1390): محور سومي كه رهبر انقلاب درباره آن تأكيد داشتند، اين بود كه نبايد در روند انتخابات دخالت كرد و چنانچه دخالتي شود، به‌ معناي جابه‌جا شدن آراست؛ يعني آن‌كه در كيفيت رأي مردم خلل وارد شده و حتي به گونه اي سوءاستفاده از مردم به شمار مي‌آيد. اگر دخالتي در انتخابات شود، يعني آزادي وجود ندارد، چرا كه آزادي هدف انتخابات و شرط برگزاري آن است. مسلما چنين انتخاباتي ارزش نخواهد داشت و مخدوش است. در چنين فضايي براي مردم هم اين مسأله ايجاد مي‌شود كه افراد در برگزاري انتخابات دخالت دارند و برای همین، سلامت آن زير سؤال است.
3.       اکرمی، عضو جامعه روحانیت مبارز، نماینده مجلس (4 تیر 1390): به نظر من دولت تنها وظیفه​ای که دارد برگزاری انتخابات و تشویق مردم برای حضور در آن و افزایش میزان مشارکت سیاسی است. هرگونه اقدامی خارج از این چارچوب خلاف قانون بوده و تامین کننده منافع ملی نیست. دولت حق ندارد تعیین کند که چه کسی باید وکیل شود یا اینکه ترکیب مجلس آینده به چه صورت باشد. اگر دولت بخواهد در این امور دخالت کند انتخابات پرشور نخواهد شد.
آقای خامنه ای، در این 30 سال اخیر مگر دولت در انتخابات دخالت کرده که امروز شما و پیروانتان متذکر عدم دخالت دولت می شوید؟ مگر این دولت همان دولت سال 88 نیست؟ چرا آن روز ترسی نداشتید و سکوت می کردید و به ترس ما معترض بودید، و حالا که حیات خودتان به خطر افتاده صدایتان در آمده است؟ مقام رهبری، آیا این از عدالتی که لازمه مشروعیت شماست به دور نیست؟

ت‌.     رواج دروغگویی در دولت
1.       میرحسین موسوی (18 اردیبهشت 1388): تناقض های آماری مسئولین را آشکار می کنم
2.       سایت تابناک، وابسته به محسن رضایی (18 خرداد 1388): رئيس جمهوري در نشست ويژه خبري جمعه شب خود آمارهاي مختلفي درباره اقتصاد کشور طي چهار سال گذشته و مقايسه آن با دولت‌هاي پيشين ارايه کرد. اين در حالي است که قريب به اتفاق اين آمار، با ارقام ارائه شده از سوي مراجع رسمي بانک مرکزي و مرکز آمار همخواني ندارد.
3.       محسن رضایی (2 خرداد 1388):كساني كه به وعده هاي خود عمل نكردند لااقل به مردم آمار صحيح بدهند. رئيس جمهور قدرت زيادي در دست دارد و چرا بايد بعد از 4 سال و هشت سال بگويد عده ای نگذاشتند که ما در کشور كار كنيم.
4.       آیت الله خامنه ای (29 خرداد 1388): از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‌ها را براى من مى‌آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‌شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‌هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‌بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است
بماند که آن روزها همه از دروغ های رئیس جمهور به سطوح آمده بودند، اما امروز گویا اتهام دروغ گویی بلا اشکال است که شخصیت های ولایتمدار دولت را به دروغ گویی متهم می کنند:
5.       احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش های مجلس (5 اردیبهشت 1390 در نامه ای سرگشاده): مدت‌هاست که دستگاه‌های اجرایی مسئولِ تهیه و انتشار آمار و اطلاعات از انجام وظیفه خویش برای انتشار به موقع آمار دست کشیده‌اند. آمار اشتغال زایی نادرست و رشد اقتصادی صفر است. این آمار ها با آمار صندوق بین المللی پول تناقض دارد
6.       محمدرضا باهنر (29 خرداد 1390):در استدلال های دولت، نرخ سرمایه متناسب با شغل های ایجاد شده نیست. خواهشمندیم استدلالاتی شود که نمایندگان منطقا بتوانند آن را بپذیرند. از دولتمردان خواسته ایم تا آمار تفکیکی و جزیی استانی را با نام افرادی که برایشان ایجاد اشتغال شده است، به نمایندگان ارایه دهند تا راستی آزمایی شود؛ البته برخی نمایندگان این کار را کرده اند و پاسخ مثبتی نگرفته اند!
7.       مرحوم محمدعلی صدوقی، نماینده ولی فقیه در استان یزد (2 اردیبهشت 1390):آمارهای ارائه شده توسط برخی مسئولان در زمینه اشتغال دور از ذهن است و لازم است به منظور عدم سلب اعتماد مردم، مسئولان در ارائه این آمار صادق باشند
8.       حسین نجابت، رئیس کمیسیون ویژه جهاد اقتصادی (29 خرداد 1388): ایجاد یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل با توجه به نرخ ۱۳.۵ درصدی بیکاری درسال ۸۹ با واقعیت منطبق نیست.
9.       احمد توکلی (29 خرداد 1390): دولت اعلام می کند در این شرایط یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل ایجاد کرده که نشدنی است و اقتصاددانان حتی در سطح لیسانس هم چنین چیزی را قابل قبول نمی دانند و چنین معجزه ای در هیچ جا رخ نداده است. هیچ منطق علمی این آمار را نمی پذیرد.
10.   عباس علی نورا، نماینده زابل (8 تیر 1390):  آماری که برخی از نهادهای دولتی از حجم کالاهای قاچاق در کشور اعلام کردند به هیچ وجه پایه علمی و منطقی ندارد.
11.   احمدعلی مقیمی (1 تیر 1390):در آمار واحدهای تحویل شده به متقاضیان، میان وزیر مسکن ومعاونان وی اختلاف نظر وجود دارد؛ وزیر واحدهای تحویل شده را ۴۰ هزار واحد  شمرده در حالی که این عدد برای معاونان وی ۱۱۸ هزار واحد است. مردم نه آمارها را می‌بینند نه عدد و رقم‌ها را، آنها تنها به مشکل‌های واقعی زندگی خود باور دارند.
آیا دولت احمدی نژاد طی 2 سال اخیر دروغگو شده است؟ یا انتقاد از دروغ گویی دولت اکنون بدون اشکال است؟ یا شاید هم رهبری اشتباه در جریان امور قرار می گرفته؟!
این رفتار متناقض، حتی اگر نشان از بی عدالتی نباشد، بی شک نشان بی کفایتی خواهد بود...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر