دوشنبه، آبان ۲۴

نقدی بر رحیم پور ازغدی

احتمالن حسن رحیم پور ازغدی معرف حضورتان هست. از معروف ترین و پرطرفدارترین سخنرانان اصولگرا، که البته تلاش دارد سخنرانی هایش حاوی درس هایی برای شنوندگان باشد. بدون قضاوت درباره شخص وی، می توان گفت در سخن رانی نیز ید طولایی دارد. در این نوشته، به نقد یکی از سخنرانی های ایشان در ارتباط با حکومت دینی می پردازیم. لازم به ذکر است این نوشته قصد تخریب چهره دکتر رحیم پور ازغدی را ندارد و تنها به نقد علمی گفته های وی می پردازد.
*
برای شروع بحث لازم است خلاصه ای از سخنرانی دین و حکومت آقای ازغدی را مطرح کنیم. ضمنن فایل صوتی سخنرانی اینجا قابل باربرداری است.
خلاصه:
- منشاء نظری مشکلات با حکومت دینی، تقریرهای غلطی است که از دین و رابطه آن با حکومت وجود دارد.
- منشاء عملی، فسادی است که به نام دین بر مردم رفته است (حکومت کلیسا، منشاء گسترش لائیسیته و الحاد)
- قرآن صریحن علیه مسیحیت قرون وسطی موضع می گیرد، به همان شکلی که با تفکر لائیک در تضاد است (اشاره به احبار و رهبان)
- در سه حوزه می شود در مورد حکومت دینی صحبت کرد: 1. فلسفه سیاسی (فلسفه حقوق و فلسفه اخلاق) 2. فلسفه دین د تاثیرات دین و معرفت 3. ؟؟؟ (به نظر سخنران بیان این مورد را فراموش می کند)
- امام رضا (ع) در روایت معروفی در مورد ولایت و امامت وقت می فرماید (نقل به مضمون): اسلام گفتنی ها را گفته است و آنان که راه را گم می کنن، خود این طور می خواهند. و دو آیه در این رابطه مطرح است که اگر هیچ چیز دیگری هم نبود، این دو کفایت می کردند و تکلیف امامت و رهبری مشخص بود : 1. انّی جاعلک للناس اماماً قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین (بقره 124). در این آیه از یک طرف می بینیم که جعل امامت از جانب خداست. پس هیچ کس بر دیگری ولایت ندارد مگر به امر خدا. پس حکومت و امر هیچ کس بر شما مشروعیت ندارد جز آن که خدا خواسته است. از طرفی قسمت دوم آیه (لاینال عهدی الظالمین) بیان گر عدم ظلم پذیری مسلمان است، یعنی حاکم حتی اگر از ذریه ابراهیم باشد حق ظلم ندارد پس عدالت و حقوق مردم شرط اول مشروعیت حکومت دینی است و این پاسخ به این توهم است که دینی بودن حکومت نقطه مقابل مردمی بودن حکومت است و انتصابی بودن در مقابل شان و شرف انسان هایی است که تحت امر آن هستند! البته امامت اعم از حکومت است اما قطعن یکی از ارکان امامت حکومت است در دورانی که امام مبسوط الید باشد 2. همانا نزدیک ترین مردم به ابراهیم آنان اند که او را تبعیت کردند و نیز این پیامبر و مومنان به او را... (آل عمران-68) ملاک تبعیت خط ابراهیمی است در مسئله امامت و حکومت بر مردم.
- امروز به نظر می رسد ایجاد مدینه فاضله دینی و جمع بین دو دنیا از محالات است. اما حکومت برای حکومت و کسب قدرت در اسلام نیست و حکومت در راه ایجاد عدالت است. چرا حضرت علی این همه خون مسلمانان معروف و معتقد را ریخت؟ (اگر بنا بود برای حفظ حکومت تلاش کند آیا چنین کاری می کرد؟)
- دین برای جامعه است. مگر پیامبر نگفت رهبانیت دین من در جنگ و جهاد است، نه در غار و صومعه. یا در قرآن می فرماید "در هر امتی فرستاده ای برانگیختیم که خدا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید" (نحل 36) پس این دیدگاه که "دین امر قدسی است و امور دنیایی در شان دین نیست" در اسلام نمی گنجد. در واقع نمی توان گفت دین و حکومت در ذات جمع ناپذیرند
طرح نقد:
ابتدا و پیش از هرچیز، باید یک نقد کلی را به دکتر رحیم پور ازغدی وارد دانست، و آن اینکه ایشان بیش از اینکه به اثبات علمی سخنان و مدعایشان بپردازد، به سخنوری و بیان پیا پی سخنان به ظاهر درست می پردازد و از این طریق سعی در قانع کردن خواننده دارد. مقدمه ای که در ابتدای کلام مطرح می شود، نیمه کاره می ماند و بحث به عدالت در حکومت دینی کشیده شده و بعد از آن به سمت عرفان های مدرن و بحث شانیت دین می رود. هرکدام از این بحث ها نیز تنها به یک اشاره مطرح شده و باز نشده است، بلکه آقای ازغدی بدون عنوان کردن کامل شبهات و حتی بدون مطرح کردن استدلال کافی، به بدگویی و سیاه نمایی گفته ها و فلسفه های دیگران می پردازد و آنها را زیر سوال می برد، که این برخورد از نظر علمی و حرفه ای صحیح نیست.
اما در ارتباط با گفته ها؛
- در مورد آیه 124 سوره بقره (لاینال عهدی الظالمین) چندین نکته مهم به نظر رسد. اول اینکه کل استدلال به نظر غلط یا ناقص می آید. یعنی اینکه کسی بر دیگری ولایت ندارد مگر به حکم خدا، لزومن به معنی عدم برقراری حکومت نیست، چرا که حکومت های امروزی بر شهروندان ولایتی ندارند. در حکومت های غیردینی افراد برای داشتن دین و انجام اعمال دینی خود آزادند. حق حاکمیت حاکمان و محدوده اختیارات آنها را مردمان تعیین می کنند. قوانین و مقررات نیز به دست مردم است (همان طور که در هر جامعه ای حتی جوامعی با حکومت دینی نیز این چنین است). پس اگر جامعه دینی باشد، احکام وضع شده با دین مطابقت دارد، و اگر جامعه غیر دینی است و عدم تبعیت از قوانین غیردینی (در مواردی که با دستورات اسلام مغایر است) مد نظر باشد، یعنی اینجا مسلمان در اقلیت قرار گرفته، و خداوند می فرماید "الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا" پس لزومن این طور نیست که حکومت، طاغوت باشد و اگر هم باشد لزومن ولایتی بر مردم ندارد، مگر به خواست اکثریت مردم
اما نکته دیگری که در این آیه دیده می شود و مورد تایید آقای ازغدی نیز بود، کلمه "ظالمین" است. مطابق تفسیر نمونه و سایر تفاسیر این کلمه نه فقط به معنی ستم و ظلم به دیگران، که به معنی معصیت کاران است. در واقع این آیه اشاره به عصمت مقام ولایت دارد و غیرمعصوم را لایق این مقام نمی داند. البته معانی دیگری همچون سفیه و کسی که کار نیک انجام نمی دهد در ذیل این آیه آورده شده است.
از طرفی، غیرظالم بودن حاکمان با مردمی بودن حکومت متفاوت است. یعنی حتی اگر حاکم ظالم نباشد (بنا به تفسیر مورد نظر آقای ازغدی) باز می تواند از جانب مردم یا طی یک فرایند دموکراتیک به قدرت نرسیده باشد. بنابراین به هم آمیختن این دو بحث کار درستی به نظر نمی رسد.
- آقای ازغدی در اثبات حقانیت حکومت دینی، به وظایف حکومت از زبان علی (ع) می پردازد و جنبه های حقوق بشری و حقوق شهروندی حکومت های صدر اسلام را برای مخاطب مطرح می کند. اما سوال این است، که اولن آیا تنها ملاک های حقوق بشر همین موارد است؟ مثلن تامین فقرا؟ آیا حکومتی که فقیر ندارد و همه مردم در رفاه کامل به سر می برند، اما اقلیت جامعه حق بیان عقیده خود را ندارند، حکومت کاملی است؟ از طرفی، آیا همین جنبه ها در حال حاضر عملی شده است؟ توجه داشته باشید که قصد این جانب وارد کردن ایراد به سخنان ائمه نیست، بلکه این چنین استدلالی را برای اثبات لزوم وجود حکومت دینی در عصر غیبت کافی نمی دانم.
- اما مطالب دیگر اینکه، آقای ازغدی نه تنها به هیچ شبهه ای پاسخ نگفته اند (شاید به علت ضیق وقت) بلکه در اثبات ادعای خود نیز نقص دارند. ایشان در گوشه ای از مطالب، به لزوم همراهی اخلاق و عمل در زندگی انسان اشاره کرده و این طور بیان می دارند که "مثل اینکه بگوییم می خواهیم بچه ای را تربیت کنیم، اما نپرسیم کجا می روی، چه کار می کنی، با که می گردی، چه می پوشی..." این سخن اگرچه صحیح است، اما باز به دلیل مناسبی برای اثبات حکومت دینی نیست. چرا که روش تربیت دینی و کنترل دین بر اعمال خصوصی انسان، بر اساس اراده وی صورت می گیرد و این سخن به این معنی نیست که لزومن باید حکومتی باشد تا انسان بتواند اعمال دینی اش را در جامعه اجرا کند.
...
شاید ادامه بیشتر این بحث خسته کننده باشد. به عنوان ختم کلام، فقط اینکه هیچ یک از ایرادات حکومت دینی که در نوشته های قبل مطرح شده بود در سخنان آقای ازغدی پاسخ داده نشد و این مشکلات و نقایص در طرح حکومت دینی در عصر غیبت معصوم به قوه خود باقی است.
اگر نقد دیگری بر این سخنرانی به نظرتان رسید حتمن در بخش نظرات ثبت کنید. مایه خوشحالی ماست.

۱ نظر:

  1. سلام
    بازم که شد مثل قدیما
    چرا کسی اینجا رو به روز نمی کنه؟
    خدای ناکرده جلسات تعطیل شد؟
    ب.آرام

    پاسخ دادنحذف